وعده زمین
گرچه تورا گرفتند از قلب عاشق ما
راه تو پايدار است تا عاشقي ست بر جا
ديروز رفت و امروز ما در صف تو مانديم
چرخ و فلك به نوبت فرداست نوبت ما
فصل خزان برگ است رنگ نگاه ما سرد
ما بغض بي صداييم از زخم هاي پر درد
هر چند حق ما را پشت نقاب خوردند
پا در ركاب هستيم پير و جوان زن و مرد
گر ساكتيم و خاموش رسم زمانه اين است
تنها سلاح ما عشق تير تو در كمين است
تا كي به خود ببالي از اين همه رياست
نوبت ز تو بگيرند اين وعده ي زمين است
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت 12:8 توسط محمد کریمی - پویان
|