با سلام به دوستان و همشهریان عزیز
من اهل قلم فرسایی نیستم حرفمو با شعر میزنم پس بی مقدمه میرم سراغ شعر!
سلام به دوستای خوب مخصوصا اقا مجتبی
شرمنده وقتتون رفت با حرفای مفت ما
حال اومدید با شعرم,ممنونم از حالتون
خربزه نون و آب نیست بریم پیِ کارمون
واسم نظر گذاشتید,داری جنجال میکنی
پس چرا گفتی داری,با شعرام حال میکنی؟
"سر بند تمونه, تموم دعواهامون
حالا بشین شعر بگو, بخند به وعده هامون"
دغدغه هام عالیه! ولی همش دروغه
هیشکی کنار من نیست,طرف شما شلوغه
میگید که روز مجمع حرفی از شورا نشد
حرفی از انتقاد و شهردار و اینها نشد
ولی هفته ی قبلش توی مسجد جامع
حرف وبلاگ و وب بود؟حالا فکر من خامه.
ولی اونا که بودن,چه حرفایی میزدن؟
اصلأ کاری ندارم با شورا خوب یا بدن
میگم به جای تهدید یا پخش اعلامیه
ببینید چی دروغه!چی حق و انسانیه؟
.
.
توی یکی از ابیات حرفمو بد گرفتید
توی جواب اون شعر این حرفارو نوشتید:
«گفتی باید خیانت از بین ماها بره
خیلی اگه راست میگید قمصری باید بره»
منظور من این نبود از معنی قمصری
کاری به شخص ندارم,قمصری یا ساغری
میگم به جای اینکه گل رو بدیم به قمصر
بدیم به کارخونمون,چی داره از اونها کمتر؟
چون چک گل دیر میشه باید خیانت کنیم؟
ترقیِ قمصر رو ,ماها ضمانت کنیم؟
منظورم از خیانت این بود,آقا مجتبی
نه که واسه 100 تومن,گل رو بدیم به اونها(کارخانه های قمصر)
من میدونم که مجمع,بنگاه کاریابی نیست
برای ساخت مسکن سیمان بنایی نیست
مجمع شروع کاره برای یک تحول
سختیای مسیرو باید کنیم تحمل
مجمع عالیه اما هر کاری عیبی داره
بازم گفتم سیاست!واقعأ خنده داره
یکی سه تا رای میده!به تو چه ربطی داره؟(منظور خودم هستم)
برو حساب رو چک کن,هزینه چه ثبتی داره!(مربوط به درس حسابداری)
برادر عزیزم,من که دروغ نگفتم
خودم همون روز دیدم,با این چشای جفتم
.
.
ببین آقا مجتبی میگی هدفا فرق داره
من دنبال....چی بگم؟هدف شماها کاره
اگه میخواستم بگم,بیرون گود,:«لنگش کن»
اصلأ شعر نمیگفتم,میگفتم بیخیال ولش کن
مث خیلی از دوستان ,که سر رو کردن تو برف
موافق یا مخالف!؟اما دریغ از یه حرف
ولی دیدید اومدم حتی با حرف چرند
با چار تا بیت و مصرع ,با قصه های پرند
.
ولی یه حرفی بگم که حرفامون قشنگه
میگن آقای فلانی چقدر خوب و زرنگه
ولی مگه با حرفا,مشکل ما حل میشه
دل ما از فجر پارسال,هنوز زخمی و ریشه
چرا باید با یه حرف,دلامون از هم دور شه
به جاش یه کاری کنیم,چشم حسودا کور شه
اون دشمنی که میخواد بین ما کینه باشه
جاش توی قلب ما نیست,یه جای دیگه جاشه
دشمن زیاده اما ما دنبال رفیقیم
رفیقی هم بهتر از همشهری مون ندیدیم
یه وقت حرفی نباشه دل یکی خون بشه
مثل منِ در بدر ,شاعر و غزل خون بشه
حرمتا رو نشکنیم با کوری و تعصب
بعدش نگیم نگفتیم با صد حرف و تعجب
ببینیم طرف چی میگه,بعد بزنیم تو ذوقش
یا داره حق رو میگه,یا که فحش میده فوقش
از این که بالا تر نیست,پس چرا غیبت کنیم
ارزش حرفامونو,بیایم و قیمت کنیم
یکی به گردن ما حق استادی داره
حرمتشو نشکنیم,اینجوری اوضاع زاره
...
گفتید یکی میادش وقتی این شورا رفتن
همه چی واسش مهمه,که دغدغش مردمن
دیدید همون شد که من,گفتم!...حالا میگید چی؟
غصه ی این که بعدش شورا میخوا بشه کی؟
دیدید سیاسی شدیم,ولی مهم نیست,ولش
بذار سیاسی باشیم,سیاست نسوزه دلش
شعرم برای شهره نه واسه ی سیاست
نه دنبال مقامم نه منصب و ریاست
همه دنبال اینیم شهر ما پیروز بشه
هر روز و هر دقیقه اش بهتر از دیروز بشه
نمونه تو مشکلات,هر روز جلوتر بره
شعر من و شما هم اینور و اونور بره
امیدوارم با این شعر,مشکل ما کم بشه
دیوارای توهّم بین ماها جمع بشه
امیدوارم همیشه دغدغه مند بمونید
برای نقد حرفام,شعرای توپ بخونید
شعر از پویان 002