این ندای درد من در گوش دوران می دمد

این زمین تشنه بی آب است ، سیرابش کنید

آسمان خسته بیدار است ، در خوابش کنید

 

سهم این دریا دگر موج و نسیم و ابر نیست

غرق در طوفان ظلمت ها چو گردابش کنید

 

چهره ی مهتاب شب هایم پر از زخم شماست

چهره ی غمگین من را هم چو مهتابش کنید

 

این ندای درد من در گوش دوران می دمد

تا ابد حتی اگر بی رنگ و بی تابش کنید

 

میرسد یک روز نوری از پسِ ابر سیاه

گر توانی نور را با هاله ارعابش کنید

 

آخرین ماوای من قلب ِ چو دریایم شده

این امید آخرم را نیز گندابش کنید

 

پویان

۲۹/۱۱/۱۳۹۰

اصفهان

زندگی یعنی ....

زندگی یعنی که در پشت خدا پنهان شدن
در شب همخوابگی با مردگان، عریان شدن

خنده های تلخ تر از روزهای زهرگون
در سکوت و خلوت تنهای خود گریان شدن

ساختن با حرفای مانده در بغض گلو
سوختن از حرف های مانده تا ،بریان شدن

زندگی یعنی همین تصویر جسمی بر زمین
عشق های خواندنی، در قصه ها حیران شدن

زندگی یعنی همین، یک راه پر پیچ است، هیچ
هیچ در هیچ است، با هر هیچ هم پیمان شدن

گاه افتادن به چاه کفر و رفتن تا سفیل
گاه از فرط دیانت، محکم الایمان شدن

گاه با زرتشت، گاهی با سروش ایزدی
گاه در طی طریق، همگام با لقمان شدن

گاه تا حد ملائک رفتن و عارف شدن
گاه از ضعف و حقارت، همدم حیوان شدن

رسم مردی خاطرات قصه ی شهزاد بود
دشمنی را بر زمین کوبیدن و خندان شدن

واجبات عشق را از یاد برده است این زمان
در جهان واجب الموجود ها، امکان شدن

هر کلام خویش را مُهر سماواتی زدن
تابع دستور و امر صاحب فرمان شدن

سوزن تکفیر را در چشم عاشق کوفتن
یه شبه در راه رندی، کاشف برهان شدن

یک هدف، یک راه، یک اندیشه، صد دوز و کلک
پشت معصومیت لبخند ها پنهان شدن

گفتن از این زندگی با درد هایش خواب نیست
خواب یعنی همچو من با شعر ها پویان شدن

محمد کریمی (پویان)

این نیز بگذرد

قدري صبور باش كه پاييز بگذرد
اين فصل سرد و غم انگيز بگذرد

اين برگ زرد نه پايان كار ماست
همچون گلي به دامن جاليز بگذرد

چندي بهانه كرده و خلوت گزيده ايم
ايام پادشاهي پرويز بگذرد

گويند تا به كي به تامل نشسته اي
تا روز هاي شادي و غم نيز بگذرد

اينجا مجال رويش گل ها غروب كرد
باشد كه با طلوع دل انگيز بگذرد

ماندم در اين زمانه به جرمي كه جهل شد
باشد كه اين زمانه ي آويز بگذرد

حرف دروغ نيست كه كار از دروغ رفت
وقتي رسد كه دست شرر ريز بگذرد

گفتي كنار مردم نامرد روزگار
تا كي نشسته اي تو كه پاييز بگذرد

وقتي نمانده چاره به جز صبر و انتظار
گفتم صبور باش كه اين نيز بگذرد

آقا نیا!!!!

آقا نيا اينجا همه در ناز هستيم
با پولهاي نفت در پرواز هستيم

ما راحتيم اينجا كسي مشكل ندارد!
اينجا محال است چشممان باران ببارد

نرخ تورم رو به كاهش ميل دارد
اهدافمان رو به جهنم نيل دارد

اينجا محال است يك نفر بيكار باشد
از زندگي در اين جهان بيزار باشد

يارانه داريم و عدالت رو به اجراست
امروز سختي ميكشيم بهبود فرداست

يك روز آب و برق را گفتيم مفت است
اسراف هم در مصرف نان رو به افت است

اينجا دروغ و تهمت و دزدي محال است
حتي اگر باشد كه در خواب و خيال است

بنزينمان بومي شده با طعم تحريم
با روسها خوبيم يا در بند تسليم

اينجا هواپيما شده گهواره ي مرگ
بازيچه باديم همچون شاخه و برگ

امينت ما گشته با ارشاد تضمين
بي هيچ توهين و جسارت هست تأمين

آقا نيا شايد تو هم محكوم گردي
با منطق بي منطقان محروم گردي

ما مانده ايم و كابل و بغداد و تهران
دنيايمان كوچك شده دنياي ويران

ما گامبيا را دوست داريم از دل و جان
اكوادور و كومور و سنگال و سودان

آقا نيا ما صلح را تكثير كرديم
دستان استكبار را زنجير كرديم

از هر جهت اسلام را بيدار كرديم
هر مومني را در جهان هشيار كرديم

آقا نيا وضع همه خوب است اينجا
اينجا حكومت با عدالت مانده برپا

حق خدا

به نام حق

کجا رفتی که این روزم سیه شد                      میان کوچه های خالی از برگ

به جرم عاشقی محکوم گشتم                       به حبسی تا ابد در دامن مرگ

===

 زبان در کام گیرم یا بمیرم؟                              که هر کس با دلم ناسازگار است

و این سالی که با خون سرخ رنگ است             به تقویم سیاهم ماندگار است

===

اگر گرگان شب ما را دریدند                             دگر جای تآمل یا عجب نیست

            سگان گله با گرگان شریکند                           پس آن کس که به داد ما رسد کیست؟

===

تو آنجایی و من اینجا اسیرم                          کجا دانی غمم را, مرد بی درد

    که نانت را به نرخ روز خوردی                          و جایت گرم و ما در کلبه ای سرد

===

اگر حق خدا این است, کفر است                      که این عین ستم کاری ست در  شهر

تو با ته ریش و تسبیحت بتازی                      و من هم تشنه در دامان این بحر

===

=پویان=

درد دل

این شعر دیگه قصه نیست,یه بغض تو گلومه

ادامه ی دردی که همیشه ناتمومه

 

بدون حرف زیاد برم سراغ اصلش

با اینکه شاید بشه شروع یک کشمکش

 

چند ماهه پیش جمع شدیم برای یک اعتقاد

بدون هیچ توقع دادیم دست اتحاد

 

این اعتقاد ما بود جوشقون رو بسازیم

توی تموم دنیا به شهرمون بنازیم

 

نگاه اول ما معرفی شهر بود

برپایی همایش توی زمان محدود

 

با هر سختی به هر شکل همایش هم گذشته

بریم سراغ بغضی که تو گلوم نشسته

 

با اینکه این همایش خیلی خوب و عالی بود

جای برخی از دوستان تو جمع ما خالی بود

 

اونا که تو وب هاشون حرف همایش نبود

آخه مگه همایش واسه من و شما بود

 

مگه شما نمیگید "وبلاگ واسه جوشقون"؟

همایشه کجا بود؟قمصر میمه یا کاشون

 

دست مریزاد بچه ها از این همه محبت

شما کنار مایید یا هستید در رقابت

 

ولی دم شفق گرم هوامون رو نگه داشت

و صبح جوشقان که چند تایی مطلب  گذاشت

 

برخی از بچه ها هم زدن توی حاشیه

ولی بگم این طرف!یه آدم  ناشیه

 

چون توی اون شلوغی مخش کم آورده بود

بهش بگو برادر این همه نکته نبود

 

بقیه اشو نمیگم برو شفق نگا کن

به نظرات یک دوست یه ذره اعتنا کن

 

با این چشای تیزش حتما یه چیزی میشه

آخه این انتقاده؟نه اینجوری نمیشه

 

یکی دیگه در میادمیگه چرا عکس زدید

انگار چشاش کور شد و کارای ما رو ندید

 

نکنه حسودیت میشه که عکس تو توشون نیست

اصلا واسم مهم نیست رفتی توی بلک لیست

 

حرفت سر سوزنی واسم نداره ارزش

برو دنبال ..... تو رو چه به همایش

 

و اما آقای ... میگه کاری نکردید

برادر عزیزم از این مرحله پرتید

 

میگی پول اونا بود ولی به اسم شما

"به به" به این آی کیو! ای ول داداش! مرحبا

 

اگه گشنه میرفتی همایش مال ما بود

حالا که سیر خوردی از پولای اونا بود؟

 

کی مجوز می گرفت کی شب تا صبح بیدار موند

یک جک تازه بگو این یکی تکراری بود

 

ما کارامون رو کردیم خیلی خوب و عالی بود

به خاطر خاکمون جوشقون قالی بود

 

قصه ادامه داره ولی حقیقت بگید

به جای این خیالات یه کم منطقی باشید

PooYaN 002

سلام به دوستای خوب .....

  با سلام به دوستان و همشهریان عزیز

من اهل قلم فرسایی نیستم حرفمو با شعر میزنم  پس بی مقدمه میرم سراغ شعر!

 

سلام به دوستای خوب مخصوصا اقا مجتبی

شرمنده وقتتون رفت با حرفای مفت ما

حال اومدید با شعرم,ممنونم از حالتون

خربزه نون و آب نیست بریم پیِ کارمون

واسم نظر گذاشتید,داری جنجال میکنی

پس چرا گفتی داری,با شعرام حال میکنی؟

"سر بند تمونه, تموم دعواهامون

حالا بشین شعر بگو, بخند به وعده هامون"

دغدغه هام عالیه! ولی همش دروغه

هیشکی کنار من نیست,طرف شما شلوغه

میگید که روز مجمع حرفی از شورا نشد

حرفی از انتقاد و شهردار و اینها نشد

ولی هفته ی قبلش توی مسجد جامع

حرف وبلاگ و وب بود؟حالا فکر من خامه.

ولی اونا که بودن,چه حرفایی میزدن؟

اصلأ کاری ندارم با شورا خوب یا بدن

میگم به جای تهدید یا پخش اعلامیه

ببینید چی دروغه!چی حق و انسانیه؟

.

.

توی یکی از ابیات حرفمو بد گرفتید

توی جواب اون شعر این حرفارو نوشتید:

«گفتی باید خیانت از بین ماها بره

خیلی اگه راست میگید قمصری باید بره»

منظور من این نبود از معنی قمصری

کاری به شخص ندارم,قمصری یا ساغری

میگم به جای اینکه گل رو بدیم به قمصر

بدیم به کارخونمون,چی داره از اونها کمتر؟

چون چک گل دیر میشه باید خیانت کنیم؟

ترقیِ قمصر رو ,ماها ضمانت کنیم؟

منظورم از خیانت این بود,آقا مجتبی

نه که واسه 100 تومن,گل رو بدیم به اونها(کارخانه های قمصر)

 

من میدونم که مجمع,بنگاه کاریابی نیست

برای ساخت مسکن سیمان بنایی نیست

مجمع شروع کاره برای یک تحول

سختیای مسیرو باید کنیم تحمل

مجمع عالیه اما هر کاری عیبی داره

بازم گفتم سیاست!واقعأ خنده داره

یکی سه تا رای میده!به تو چه ربطی داره؟(منظور خودم هستم)

برو حساب رو چک کن,هزینه چه ثبتی داره!(مربوط به درس حسابداری)

برادر عزیزم,من که دروغ نگفتم

خودم همون روز دیدم,با این چشای جفتم

.

.

ببین آقا مجتبی میگی هدفا فرق داره

من دنبال....چی بگم؟هدف شماها کاره

اگه میخواستم بگم,بیرون گود,:«لنگش کن»

اصلأ شعر نمیگفتم,میگفتم بیخیال ولش کن

مث خیلی از دوستان ,که سر رو کردن تو برف

موافق یا مخالف!؟اما دریغ از یه حرف

ولی دیدید اومدم حتی با حرف چرند

با چار تا بیت و مصرع ,با قصه های پرند

.

ولی یه حرفی بگم که حرفامون قشنگه

میگن آقای فلانی چقدر خوب و زرنگه

ولی مگه با حرفا,مشکل ما حل میشه

دل ما از فجر پارسال,هنوز زخمی و ریشه

چرا باید با یه حرف,دلامون از هم دور شه

به جاش یه کاری کنیم,چشم حسودا کور شه

اون دشمنی که میخواد بین ما کینه باشه

جاش توی قلب ما نیست,یه جای دیگه جاشه

دشمن زیاده اما ما دنبال رفیقیم

رفیقی هم بهتر از همشهری مون ندیدیم

یه وقت حرفی نباشه دل یکی خون بشه

مثل منِ در بدر ,شاعر و غزل خون بشه

حرمتا رو نشکنیم با کوری و تعصب

بعدش نگیم نگفتیم با صد حرف و تعجب

ببینیم طرف چی میگه,بعد بزنیم تو ذوقش

یا داره حق رو میگه,یا که فحش میده فوقش

از این که بالا تر نیست,پس چرا غیبت کنیم

ارزش حرفامونو,بیایم و قیمت کنیم

یکی به گردن ما حق استادی داره

حرمتشو نشکنیم,اینجوری اوضاع زاره

...

گفتید  یکی میادش وقتی این شورا رفتن

همه چی واسش مهمه,که دغدغش مردمن

دیدید همون شد که من,گفتم!...حالا میگید چی؟

غصه ی این که بعدش شورا میخوا بشه کی؟

دیدید سیاسی شدیم,ولی مهم نیست,ولش

بذار سیاسی باشیم,سیاست نسوزه دلش

شعرم برای شهره نه واسه ی سیاست

نه دنبال مقامم نه منصب و ریاست

همه دنبال اینیم شهر ما پیروز بشه

هر روز و هر دقیقه اش بهتر از دیروز بشه

نمونه تو مشکلات,هر روز جلوتر بره

شعر من و شما هم اینور و اونور بره

امیدوارم با این شعر,مشکل ما کم بشه

دیوارای توهّم بین ماها جمع بشه

امیدوارم همیشه دغدغه مند بمونید

برای نقد حرفام,شعرای توپ بخونید

 

شعر از پویان 002

قصه ي شهر ما

آي قصه قصه قصه! قصه ي اين زمونه

ميگن نگو از عشقت نگو پيشت بمونه

 

بگو از غم و غصه از درد مردم شهر

از دشمني و نفرت از درد بدتر از زهر

 

بگو كي كار نكرده! بگو كي گولمون زد 

بگو چرا فقيريم  بگو از آدم بد

 

مخالف همه باش علي الخصوص يه عده!

 به من چه كي دشمنه مخالفه يا ضده

 

توجيهت اينه كارت صلاح شهرمونه

 همين صلاحتونه باعث دردمونه

 

ميخواي بسازي شهرو ميخواي تحول كني

قبل از هر انتقادي بايد تامل كني

 

رو خوبيا نبندي چشات رو تا ببيني 

اصل خيانت كجاست بعدش بياي بشيني

 

يه عده رو جمع كني بگي ديگه تمومه 

 فلان عروسي داره حرفت رو نميخونه

 

ميگيد دغدغه منديد!بگيد دغدغه ي چي؟ 

غصه ي اينكه بعدش شورا ميخواد بشه كي؟

 

ميخوايد كه با يه وبلاگ شهر ما كشور بشه

 با چهارتا مطلب و عكس بي در و پيكر بشه

 

بگم كه خائن كيه؟اصلا خيانت چيه؟ 

 همون كه پول گلش تو جيب قمصريه!

 

به اين ميگن خيانت نه اينكه وب بسازيم 

از همون اول كار داريم ساده ميبازيم

 

انجمن و همايش كميسيون يا تهديد

 همش يكي دو روزه تا كي ادامه ميديد؟

 

بازم تخريب و تخريب بازم تفرقه دوري 

 ميخواي بسازي فرهنگ؟آخه بگو چه جوري؟

 

ميگي دانشجو داريم بايد ترقي كنيم 

 مخالفاي خود رو دشمن تلقي كنيم

 

كار شما از اول بوي سياست ميده 

 شورا رو هي ميكوبيد با صد تا حرف و ايده

 

پايه ي كار شما از اولش خرابه 

 اين فردايي كه ميگيد توي خوابه سرابه

 

ميدونم بعد از اين شعر منم ميشم يه دشمن 

همه باهام بد ميشن حتي همون دوست من

 

در مورد وبم هم همين جوري مي مونه 

عوض نميشه اصلا مطالبش همونه

 

نه عكسمو ميزنم بگن كه وبلاگ داره

اين كار فايده نداره بريد دنبال چاره                         

 شعر از پويان۰۰۲